امپرسیونیسم

این لوح نمونهی خروجی پرامپت نیست — از روی پالت، جهت نور و جنس قلمِ همین سبک ساخته شده تا زبان بصریاش را نشان دهد.
۰۱شناسنامهی سبک
هر سبک را میشود به چند مؤلفه شکست. فایدهاش این است که بعد میتوانی مؤلفهها را جدا جدا با سبک دیگری ترکیب کنی — مثلاً پالت این یکی با نور آن یکی.
- متریال
- رنگ روغن، نقاشی در فضای باز
- ضربهقلم
- ضربههای کوتاه و جدا از هم، رنگ نامخلوط
- نور
- نور طبیعی لکهلکه، ساعتهای روشن روز
- پالت
- هایکی؛ آبی، صورتی، زرد در کنار هم
- بافت
- سطح مرتعش، بدون لبهی تیز
- ترکیببندی
- قاب بریده، انگار لحظهای دزدیده شده
- حالوهوا
- زودگذر، روشن، سرزنده
۰۲پالت
هایکی؛ آبی، صورتی، زرد در کنار هم
۰۳پرامپت تصویر
Impressionist painting of {SUBJECT}, broken colour applied in short visible dabs of pure unmixed pigment, dappled natural daylight, soft edges dissolving into atmosphere, high-key palette, painted en plein airجای {SUBJECT} سوژهی خودت را بگذار؛ بقیهی جمله سبک را نگه میدارد.
۰۴پرامپت ویدیو
Impressionist painted sequence of {SUBJECT}, dappled sunlight shifting through moving leaves, short dabs of pure colour shimmering, soft edges throughout, high-key daylight palette, gentle handheld drift, painterly texture stable across framesنسخهی ویدیو همان سبک را نگه میدارد و حرکت دوربین، پیوستگی نور و ثبات بافت بین فریمها را هم اضافه میکند — چیزی که در پرامپت تصویر معنا ندارد.
۰۵پرامپت منفی
hard outlines, blended smooth gradients, dark tonal shadows, studio lighting, photographic detail, muddy mixed colour
این فهرست مخصوص همین سبک است، نه یک متن عمومی. چیزهایی را رد میکند که مدل معمولاً در همین سبک اشتباه میسازد.
۰۶چطور هر چیزی را در این سبک بسازی
امپرسیونیسم یعنی نور را نقاشی کن، نه شیء را. «broken colour» و «short dabs» باعث میشوند رنگها کنار هم بنشینند نه مخلوط شوند. اگر خروجی خیلی واضح شد، «soft edges dissolving into atmosphere» را تکرار کن.
۰۷سبکهای همخانواده
دنبال کردن ادامهی کار
کانال تلگرام Navidix Media جای هر چیزی است که به هوش مصنوعی مربوط میشود: ابزار تازه، پرامپت، یافتههای حین کار، و خبر اضافهشدن سبکهای همین کتابخانه.
کانال یوتیوب چیز دیگری است: مستند و فیلم کوتاهِ علمی، هنری و آموزشی — جایی که این ابزارها در یک کار تمامشده به کار میروند.



