پیچوایِ هندی
این تصویر خروجی واقعی همین پرامپت است — با سوژهی نمونه اجرا شده؛ سوژه را عوض کن، سبک سر جایش میماند.
۰۱شناسنامهی سبک
هر سبک را میشود به چند مؤلفه شکست. فایدهاش این است که بعد میتوانی مؤلفهها را جدا جدا با سبک دیگری ترکیب کنی — مثلاً پالت این یکی با نور آن یکی.
- متریال
- رنگدانهی معدنی روی پارچهی بزرگِ آویزان
- ضربهقلم
- خطِ دقیق و رنگگذاریِ متراکمِ تزئینی
- نور
- بدون سایهپردازیِ حجمی؛ رنگِ تخت و درخشان
- پالت
- آبیِ عمیق، طلا، زرشکی، سبز
- بافت
- مسطح با ازدحامِ تزئینیِ فراوان
- ترکیببندی
- پیکرهی مرکزی احاطهشده با گاو، نیلوفر و درخت
- حالوهوا
- محبتآمیز، فراوان، پرستشی
۰۲پالت
آبیِ عمیق، طلا، زرشکی، سبز
۰۳پرامپت تصویر
Indian Pichwai devotional cloth painting of {SUBJECT}, richly detailed flat decorative colour covering nearly the whole surface, deep blue skin tone against gold and ruby, lotus blossoms and cows rendered with loving ornamental density, dusk devotional atmosphereجای {SUBJECT} سوژهی خودت را بگذار؛ بقیهی جمله سبک را نگه میدارد.
۰۴پرامپت ویدیو
Pichwai devotional cloth scene of {SUBJECT} at dusk, richly detailed flat colour settling across the surface, deep blue against gold and ruby, cows grazing gently among the lotus blossoms, ornamental density filling every cornerنسخهی ویدیو همان سبک را نگه میدارد و حرکت دوربین، پیوستگی نور و ثبات بافت بین فریمها را هم اضافه میکند — چیزی که در پرامپت تصویر معنا ندارد.
۰۵پرامپت منفی
sparse minimal composition, muted realistic palette, western volumetric shading, empty negative space, secular casual subject, dull matte colour
این فهرست مخصوص همین سبک است، نه یک متن عمومی. چیزهایی را رد میکند که مدل معمولاً در همین سبک اشتباه میسازد.
۰۶چطور هر چیزی را در این سبک بسازی
پیچوای برای آویختنِ پشتِ سرِ یک بت نقاشی میشد، پس باید تقریباً تمامِ سطح را پر کند — «covering nearly the whole surface». گاو و نیلوفر نمادهای ثابتِ آناند.
۰۷سبکهای همخانواده




دنبال کردن ادامهی کار
کانال تلگرام Navidix Media جای هر چیزی است که به هوش مصنوعی مربوط میشود: ابزار تازه، پرامپت، یافتههای حین کار، و خبر اضافهشدن سبکهای همین کتابخانه.
کانال یوتیوب چیز دیگری است: مستند و فیلم کوتاهِ علمی، هنری و آموزشی — جایی که این ابزارها در یک کار تمامشده به کار میروند.