NAVIDIX · ARTICLE
کلمهٔ سال ۲۰۲۵ یک توهین بود
مریام-وبستر «slop» را کلمهٔ سال اعلام کرد — واژهای که در انگلیسی به خوراک دام گفته میشود. معنای تازهاش: محتوای بیکیفیتی که هوش مصنوعی انبوه تولید میکند. اینکه یک فرهنگلغت چنین کلمهای را انتخاب کند، خودش یک خبر است.
فرهنگلغتها معمولاً کلمهٔ سال را از روی چیزی انتخاب میکنند که آن سال بیشتر جستوجو شده. گاهی یک اتفاق سیاسی است، گاهی یک فناوری تازه، گاهی یک بحران.
دسامبر ۲۰۲۵، مریام-وبستر کلمهٔ سالش را اعلام کرد: slop.
اگر انگلیسیات خوب باشد میدانی این کلمه بار خوبی ندارد. slop در اصل به آن مخلوط آبکی و بیشکلی گفته میشود که به خوک میدهند. غذای دام. چیزی که ارزش اسمداشتن ندارد.
معنای تازهای که فرهنگلغت برایش ثبت کرد این است: «محتوای دیجیتال بیکیفیت که معمولاً بهصورت انبوه توسط هوش مصنوعی تولید میشود.»
و در همان فصل، فرهنگلغت مککواری در استرالیا هم مستقلاً «AI slop» را کلمهٔ سال خودش کرد.
دو فرهنگلغت معتبر، در دو قارهٔ مختلف، در یک سال، یک کلمهٔ تحقیرآمیز دربارهٔ هوش مصنوعی را برجسته کردند. این دیگر تصادف نیست؛ ثبت یک حالوهوای عمومی است.
ماجرا از کجا بیرون زد
اگر بخواهی یک لحظهٔ مشخص را نشان بدهی که این کلمه از حاشیه به مرکز آمد، احتمالاً همان ویدیوهای عجیب شبکههای اجتماعی است.
نشریهٔ ۴۰۴ مدیا یکی از آنها را اینطور توصیف کرد: ویدیویی از موجودی عجیب که وسط یک پاساژ شلوغ تبدیل به عنکبوت میشود و بعد به زرافهای کابوسوار.
آن ویدیو، طبق گزارش همان نشریه، بیش از ۳۶۲ میلیون بار روی اپلیکیشنهای متا دیده شد.
سیصد و شصت و دو میلیون. عددی که هر سازندهٔ محتوایی در جهان آرزویش را دارد، برای چیزی که کسی حتی نمیتواند توضیح بدهد چیست.
و این هستهٔ ماجراست. slop به این دلیل مسئله شد که کار میکند. اگر دیده نمیشد، کسی برایش کلمه نمیساخت.
چرا این اتفاق افتاد و نه چیز دیگر
تحلیل ساده این است که «هوش مصنوعی بد است». ولی این حرف نه درست است نه مفید.
اتفاقی که افتاد اقتصادی بود، نه فنی.
تا دو سال پیش، ساختن یک ویدیوی یکدقیقهای هزینه داشت — وقت، مهارت، تجهیزات. آن هزینه، بیآنکه کسی طراحیاش کرده باشد، نقش یک فیلتر را بازی میکرد. کسی برای چیزی که خودش هم بیارزش میدانست، سه روز وقت نمیگذاشت.
وقتی هزینهٔ تولید به نزدیک صفر رسید، آن فیلتر برداشته شد. و چیزی که پشت فیلتر جمع شده بود، سرازیر شد.
الگوریتمها هم کمک کردند: آنها برای «توقف چشم» بهینه شدهاند، نه برای «ارزش». و یک زرافهٔ کابوسوار در پاساژ، چشم را متوقف میکند.
بخش ناراحتکنندهٔ ماجرا برای ما
حالا بگذار چیزی بگویم که شنیدنش خوشایند نیست.
وقتی مخاطب یاد بگیرد محتوای ماشینی یعنی بیکیفیت، این برچسب روی همه چیز مینشیند — از جمله کار خوبی که با همان ابزارها ساخته شده.
این همان اتفاقی است که برای عکاسی موبایل، برای موسیقی الکترونیک و برای هر ابزار ارزانشدهٔ دیگری در تاریخ افتاد: اول سیل بیکیفیت، بعد بدنامی ابزار، و بعد — سالها بعد — پذیرش دوباره از راه کسانی که با همان ابزار کار جدی کردند.
ما الان وسط مرحلهٔ دوم هستیم.
یعنی اگر با هوش مصنوعی کار میکنی، بارِ اثبات روی دوش توست. نه به این دلیل که کارت بد است، بلکه به این دلیل که مخاطب هزار نمونهٔ بد دیده و یاد گرفته پیشفرضش را روی بدبینی بگذارد.
چطور کارت را از این دسته جدا کنی
هیچ ترفندی وجود ندارد که «ماشینیبودن» را پنهان کند، و دنبال چنین چیزی هم نباش. چیزی که کار میکند، چیز دیگری است: نشانههایی که فقط از کار انسانی درمیآیند.
انتخاب. slop همهچیز را منتشر میکند. کار جدی، نود درصد را دور میریزد. اگر بیننده حس کند چیزی که میبیند از میان چیزهای دیگر انتخاب شده، خودبهخود دستهبندیاش عوض میشود.
پیوستگی. بیشتر محتوای ماشینی، تکقاب است. لحظهٔ چشمگیر دارد و ادامه ندارد. چیزی که از نمای اول به نمای دوم میرسد و همان جهان را حفظ میکند، بلافاصله در دستهٔ دیگری مینشیند — و این سختترین کار در تولید ویدیوی هوش مصنوعی است.
مسئولیت. اسمت را بگذار. منبع بده. بگو چه چیزی را چطور ساختی. slop همیشه بینام است؛ همینکه چیزی نام دارد، پیشفرض بیننده عوض میشود.
دلیل. سادهترین سؤالی که هر کار را غربال میکند: اگر این را نمیساختم، چه چیزی کم میشد؟ بیشتر slop از این سؤال رد نمیشود.
یک نکتهٔ امیدوارکننده
کلمهٔ سالشدن slop، ظاهرش خبر بدی برای هوش مصنوعی است. ولی یک خوانش دیگر هم دارد.
اینکه مردم برای محتوای بیکیفیت ماشینی یک کلمهٔ جداگانه ساختند، یعنی فرق را میفهمند. یعنی دستهبندیای در ذهنشان شکل گرفته که یک طرفش «زباله» است و طرف دیگرش چیز دیگری.
اگر همهچیز به یک اندازه بیارزش شده بود، کسی زحمت نامگذاری نمیکشید.
پس این کلمه، هرچقدر هم توهینآمیز باشد، در واقع دارد جا برای کار خوب باز میکند. فقط باید در آن طرفِ خط بایستی.
جمعبندی
دو فرهنگلغت معتبر در یک سال، واژهای را برجسته کردند که معنایش «خوراک دامِ دیجیتال» است. علتش هم روشن است: وقتی هزینهٔ تولید صفر شد، فیلتری که سالها بیسر و صدا کار میکرد برداشته شد.
ولی همان کلمه دارد یک چیز دیگر را هم میگوید — مخاطب دارد فرق میگذارد. و جایی که فرق گذاشته میشود، همیشه جایی برای کار درست باقی میماند.
اگر میخواهی کارت آن طرف خط بایستد، از سختترین بخشش شروع کن: پرامپتنویسی ویدیو و کنترل حرکت دربارهٔ همان پیوستگی است که بیشتر محتوای ماشینی ندارد، و نور و ترکیببندی دربارهٔ تصمیمی است که هیچ مدلی جای تو نمیگیرد. نمونههای واقعی و خطاهایشان هم در پروندهٔ باز هست.
منابع
- «Merriam-Webster declares 'slop' its word of the year in nod to growth of AI»، CNBC — cnbc.com
- «Merriam-Webster's word of the year for 2025 is AI's slop»، PBS NewsHour — pbs.org
- «AI slop is Macquarie's 2025 Word of the Year»، The Conversation — theconversation.com
- «'Slop' Was the 2025 Word of the Year. What Comes Next?»، Psychology Today — psychologytoday.com
- «Merriam-Webster names slop 2025 word of the year as AI content explodes»، Gulf News — gulfnews.com
محمد نویدی — استودیو نویدیکس