NAVIDIX · ARTICLE
کسی که «وایب کدینگ» را ساخت، حالا خودش دستی کد میزند
اصطلاحی که در فوریهٔ ۲۰۲۵ در یک توییت متولد شد، تا پایان همان سال کلمهٔ سال فرهنگلغت کالینز شد. و کسی که ساخته بودش، دربارهٔ کدی که این روش تولید میکند گفت «واقعاً چندشآور است».
فوریهٔ ۲۰۲۵. آندری کارپاتی — از بنیانگذاران اولیهٔ OpenAI و مدیر سابق هوش مصنوعی تسلا — یک توییت مینویسد. توییت خاصی نیست؛ فقط دارد توصیف میکند که تازگی چطور کد میزند.
میگوید یک نوع تازهٔ کدنویسی هست که اسمش را گذاشته «وایب کدینگ»: کاملاً خودت را به حالوهوا میسپاری، به نمودارهای نمایی ایمان میآوری، و فراموش میکنی که اصلاً کدی وجود دارد.
نُه ماه بعد، فرهنگلغت کالینز همین عبارت را کلمهٔ سال ۲۰۲۵ اعلام کرد.
از یک توییت تا فرهنگلغت، در کمتر از یک سال. حتی برای دورهٔ ما هم سرعت عجیبی است.
اصطلاح دقیقاً یعنی چه
کالینز تعریفش را اینطور ثبت کرده: نوعی توسعهٔ نرمافزار که زبان طبیعی را با کمک هوش مصنوعی تبدیل به کد میکند.
ولی این تعریف رسمی، روحِ ماجرا را نمیگیرد. روحش در همان جملهٔ کارپاتی است: فراموش کن که کد وجود دارد.
یعنی دیگر کد نمیخوانی. نمیفهمی چه شد. فقط میگویی چه میخواهی، نتیجه را نگاه میکنی، و اگر خوب نبود دوباره میگویی. مثل کسی که با یک آشپز حرف میزند بدون اینکه هیچوقت وارد آشپزخانه شود.
و برای خیلی کارها، جواب میدهد. این را باید صادقانه گفت — بخش زیادی از هیجانِ حول این اصطلاح، از تجربهٔ واقعی آدمهایی میآید که در یک بعدازظهر چیزی ساختند که قبلاً هفتهها میبرد.
و بعد، سازندهاش حرف زد
اینجا داستان جالب میشود.
کارپاتی که خودش این اصطلاح را ساخت، هیچوقت آن را بهعنوان یک روش مهندسی تبلیغ نکرد. و وقتی بعداً دربارهٔ کیفیت کدی که اینطور تولید میشود حرف زد، حرفهایش تعارف نداشت.
گفت کد پرحجم و شکننده است. کپیپیست زیاد دارد. انتزاعهایش ناجور و ترد است. کار میکند — ولی «واقعاً چندشآور است».
و در سخنرانیای در سکویا کپیتال یک جملهٔ دیگر گفت که بهنظر من مهمترین جملهٔ کل این ماجراست:
تو هنوز باید مسئول زیباییشناسی، قضاوت، سلیقه و کمی نظارت باشی.
بعدتر هم که به Anthropic پیوست، عملاً از خودِ اصطلاح فاصله گرفت و از «مهندسی ایجنتی» حرف زد — و در پروژهٔ تازهاش، طبق گزارشها، خودش دستی کد نوشت.
چرا این تناقض نیست
خیلیها این را «اعتراف به شکست» خواندند. من فکر میکنم اشتباه میخوانند.
کارپاتی هیچوقت نگفت وایب کدینگ جای مهندسی را میگیرد. او یک حالت کاری را توصیف کرد، نه یک روششناسی. تفاوت این دو، همان تفاوتی است که بین «طرح اولیه» و «محصول نهایی» وجود دارد.
فکر کن به اسکیس. یک معمار در ده دقیقه چیزی میکشد که هیچکس نمیتواند از رویش ساختمان بسازد. آن اسکیس بیارزش نیست — بلکه دقیقاً به این دلیل ارزش دارد که سریع است و متعهد نیست. مشکل وقتی شروع میشود که کسی اسکیس را ببرد کارگاه و بگوید بسازید.
وایب کدینگ اسکیس است. سریع، ارزان، برای پیداکردن جواب عالی. برای چیزی که قرار است سالها زنده بماند و کس دیگری نگهش دارد، نه.
کجا واقعاً جواب میدهد و کجا نه
بگذار مشخص باشیم، چون این تمایز عملیترین چیزی است که از کل بحث میشود برداشت.
جواب میدهد وقتی:
- داری امتحان میکنی که یک ایده اصلاً کار میکند یا نه
- چیزی میسازی که فقط خودت استفاده میکنی
- ابزاری یکبارمصرف لازم داری که کارش تمام شد دور انداخته میشود
- در حوزهای هستی که هیچ نمیدانی و میخواهی زمین را بشناسی
جواب نمیدهد وقتی:
- کد قرار است پول یا دادهٔ کسی را لمس کند
- کسی جز تو باید نگهش دارد
- خطا هزینهٔ واقعی دارد
- باید بعداً بفهمی چرا چیزی خراب شده
و یک قاعدهٔ ساده که همهچیز را جمع میکند: اگر نمیتوانی توضیح بدهی چرا کار میکند، نمیتوانی تعمیرش کنی.
این فقط دربارهٔ کد نیست
اگر برنامهنویس نیستی، فکر نکن این بحث به تو ربطی ندارد. دقیقاً همین الگو در ویدیو، تصویر و متن هم تکرار میشود.
«وایب ادیتینگ» هم وجود دارد: پرامپت میدهی، خروجی میگیری، خوشت میآید، منتشر میکنی، و هیچوقت نمیفهمی چرا آن نما جواب داد و نمای بعدی نداد. تا روزی که کاری بگیری که باید تکرارپذیر باشد — و آنوقت هیچ چیزی برای تکیهکردن نداری.
همان جملهٔ کارپاتی اینجا هم صادق است: قضاوت و سلیقه و نظارت، هنوز کارِ توست.
جمعبندی
یک اصطلاح که در توییتی متولد شد، در همان سال به فرهنگلغت رسید — و سازندهاش تا آخر سال از آن فاصله گرفته بود. این داستان بیشتر از آنکه دربارهٔ کدنویسی باشد، دربارهٔ چرخهٔ عمر هر ابزار تازهای است: هیجان، فراگیری، برخورد با واقعیت، و بعد جای درست پیدا کردن.
وایب کدینگ نمرد. فقط دارد جای واقعیاش را پیدا میکند — که همانجایی است که سازندهاش از اول گفته بود: جایی که سرعت مهم است و دوام مهم نیست.
اگر میخواهی از «حالوهوا» به چیزی برسی که تکرارپذیر باشد، دو درس دقیقاً دربارهٔ همیناند: آناتومی یک پرامپت خوب و از یک کار به یک سیستم. و اگر دنبال نمونههای واقعی و خطاهایشان میگردی، پروندهٔ باز همان است.
منابع
- «The Collins Word of the Year 2025»، فرهنگلغت کالینز — collinsdictionary.com
- «Collins' Word of the Year 2025: AI meets authenticity as society shifts» — blog.collinsdictionary.com
- توییت اصلی آندری کارپاتی، فوریهٔ ۲۰۲۵ — x.com/karpathy
- «'Vibe coding' named Collins Dictionary's Word of the Year»، CNN — cnn.com
- «The man who coined the term 'vibe coding' says code written by AI can still be 'awkward' and 'gross'» — aol.com
- «Is Vibe Coding Already Dead? Even Karpathy Is Moving On»، Forbes — forbes.com
محمد نویدی — استودیو نویدیکس